فرهنگ ایمنی
تصادفات ایمنی را می توان کنترل ، جلوگیری و از بین برد
دید
برای تبدیل شدن به پیشگام صنعت.
مأموریت
برای ارائه محصولات با کیفیت و نوآوری مداوم به مشتریان.
فرهنگ کیفیت
عدم طراحی محصولات غیرقابل واجد شرایط ، تولید محصولات غیر صلاحیت ، عدم پذیرش محصولات غیرقابل قبول و انتقال محصولات غیرقابل قبول
فرهنگ یادگیری
آموخته ، تحقق یافته ، انجام شده ، به دست آمده ، سرمایه گذاری ، به اشتراک گذاشته شده ، استفاده شده
فرهنگ بازاریابی
با تشکر از مشتریان برای اینکه به من فرصت داده اند ، به لطف تیم برای رشد من ، و از این شرکت بخاطر اینکه به من بستر ارائه داد) تشکر می کنم) مفهوم بازاریابی (رضایت بخشیدن به مشتریان ، شگفتی مشتریان ، مشتریان را به حرکت در می آورد